احترام به اموات و تکریم بازماندگان

برز قبر

يکي از آداب و سنتهاي پسنديده در روستاي برز، علاوه بر مجالس عزاداري براي اموات ، احترام متقابل مردم به خانواده بازماندگان مي باشد . که در طول سال ، بصورت رسمي در چندين نوبت اين مهم صورت مي پذيرد .

الف ) " عيد نوروز " در اولين روز فروردين با شروع ديد و بازديد " سال نو " افراد روستا بصورت فردي يا گروه هاي خانوادگي براي عرض تسليت ، به منزل متوفي ( شخصي که سالگرد وفات وي هنوز نرسيده ) مي روند و با خواندن فاتحه ياد شادروان را گرامي مي دارند و با خرما کام خود را درسال نو شيرين مي کنند .

ب ) " دهم محرم يا بيست وهشتم صفر" در روز عاشورا ي حسيني همزمان با عزاداري سالار شهيدان و حسن بن علي (ع) و حمل " نخل " در نزديک ترين منزل يا کوچه قديم يا جديد صاحب عزا ( که در مسير حرکت کاروان عزاداري است ) ، چند دقيقه ي توقف صورت مي پذيرد و قديمي ترين شخص سخنران با توجه به اطلاعات رسمي از سلسله خاندان متوفي نام آنها را برده وفاتحه ي قرائت مي شود .

ج ) " عيد سعيد فطر " در روز عيد فطر بعد از اقامه نماز عيد ، اهالي با يک حرکت منظم گروهي ، مردو زن ، پيرو جوان ، کوچک و بزرگ ، به درب منزل متوفي رفته و فاتحه ي قرائت مي نمايند . ( اين سنت نيکو حتي در فصول سرما که باران يا برف مي بارد نيز انجام مي شود )


در عصر همان روز کليه اهالي بر سر قبور جديد وقديم بصورت فردي حضور مي يابند و سوره حمد و اخلاص را قرائت مي کنند  و خيرات خود را به يکديگر تعارف مي نمايند .

در گذشته بچه هاي کوچک که قرائت فاتحه را نمي دانستند با حضور بر سر قبور با ابراز کلمه " خدابيامرزد " احترام خود را ادا نموده و شخص مقابل مقداري آجيل يا ديگر تنقلات محلي را در کيسه وي جاي ميداد .

** اين سنت مرسوم بود به خدا بيامرزي که ديگر از يادها رفته است **

نویسنده: اکبر چهرزاد

مراسم عید نوروز روستای برز

عید نوروز

مقدمات فرا رسيدن عيد نوروز از  اواخر زمستان آغاز مي شد و آن عبارت بود از تهيه آجيل هاي محلي و شيريني. در شب عيد پلو پختن مرسوم بود و از خانه ثروتمندان براي مستمندان ارسال ميشد.

روز عيد، سفره بزرگي در وسط اتاق گسترده مي شد که در آن انواع آجيل هاي محلي، ميوه و شيريني مي گذاشتند. از ميهمانان با چاي و شربت و شيريني پذيرايي مي شد. دادن عيدي به کودکان نيز توسط بزرگترها مرسوم بود و بيشتر به آن‌ها تخم مرغ رنگ کرده داده ميشد، زيرا از بازي هاي مورد علاقه کودکان و نوجوانان در ايام عيد بازي با تخم مرغ رنگ کرده پخته بود که به گويش محلي تخم جنگي گفته ميشد.

مردم روستا کوشش مي کردند که روز عيد به خانه روحانيون و ساير بزرگان روستا بروند و از روز دوم فروردين بازديد به صورت دسته جمعي انجام مي شد.

منبع : ميراث فرهنگي نطنز نگارش سيدحسين اعظم واقفي، ناشر انجمن ميراث فرهنگي نطنز

مراسم ماه مبارک رمضان روستای برز

ماه مبارک رمضان

در ساليان پيش که وسايل ارتباط جمعي مانند راديو،  تلويزيون، تلفن و امثال اينها وجود نداشت و يا عموميت پيدا نکرده بود آگاهي مردم از فرا رسيدن ماه رمضان فقط منوط به ديدن هلال ماه رمضان و يا شنيدن رويت هلال از افراد متدين و معتمد بود که با تحقق آن،  ماه رمضان آغاز مي‌شد.
در آن زمان نيز مردم کوشش مي کردند که بتوانند در نماز جماعت ظهر و عصر شرکت جويند و از مواعظ سخنرانان مذهبي برخوردار شوند. به دعاهاي مربوطه که توسط افراد خوش صدا و با آهنگ رسا خوانده مي‌شود گوش فرا مي دادند و دعاها را به صورت زمزمه با خواننده دعا همراهي مي کردند. با شنيدن اذان مغرب يا عبور حمره مشرقيه به سمت غرب، افطار مي کردند.

سحرگاه با صداي مناجات افرادي که بيشتر آنان از صداي خوش و روح نواز برخوردار بودند آغاز ميشد. صداي مناجات خفتگان را بيدار و آماده خوردن سحري مي کرد و سپس با شنيدن صداي ملکوتي اذان صبح از موذنين، سحر پايان مي گرفت.


منبع : ميراث فرهنگي نطنز نگارش سيدحسين اعظم واقفي، ناشر انجمن ميراث فرهنگي نطنز

مراسم قلعه سوزانی روستای برز

مراسم قلعه سوزانی

در روز 27 ماه رمضان مراسم قلعه سوزاني در روستاي برز اجرا مي شد. پيش از شرح مراسم ياد آور مي شود که در قديم روستاي برز داراي دو قلعه بزرگ بوده است. يکي به نام قلعه سرده و ديگري قلعه پايين ده. قلعه سر ده که تا سال 1342 باقي بود، داراي ديوارهاي عريض و چهار برج در چهار گوش مي بود، اين قلعه به علت قرار داشتن در مکاني بلند مشرف بر روستا بود.
اما قلعه پايين ده در ساليان گذشته دور از بين رفته بود و فقط نام و جاي آن با وسعتي حدود 3000 متر باقي مانده بود اين زمين نسبت به اطراف خود بلندتر بود و چند بوم کن در کنار آن ايجاد کرده بودند.

مراسم قلعه سوزاني در اين دو مکان اجرا مي‌شود به گونه زير:
روز 27 ماه رمضان جوانان و نوجوانان روستا به صورت دو گروه در ميآمدند. گروهي در کنار قلعه سرده ديگري در محل قلعه پايين مستقر مي شدند.
هر يک از دو گروه کوشش مي کردند مخفيانه به مکان گروه ديگر نفوذ کرده و در آنجا آتش برافروزند و اين عمل نشانه شجاعت و برتري آنان به حساب مي آمد. و گاه اتفاق مي‌افتاد که بر سر اين کاvر بين آن‌ها درگيري ايجاد مي شد. البته مقدمات آتش افروزي را از مدت پيش فراهم مي کردند و هيزم و بوته لازم را در پيرامون قلعه يکديگر مخفي مي‌کردند.

روز موعود کوشش دو گروه بر آن بود که غافل گير نشوند. هنگامي که دود و آتش از قلعه اي بر مي خواست مردم روستا براي تماشا از خانه ها بيرون مي آمدند. گروهي که در قلعه آنان آتش افروخته شده بود با سرافکندگي و خشم نظاره گر صحنه مي شدند و اندک اندک محل را ترک مي کردند.

منبع : ميراث فرهنگي نطنز نگارش سيدحسين اعظم واقفي، ناشر انجمن ميراث فرهنگي نطنز

مراسم عید فطر روستای برز

عید فطر

 روز عيد فطر پس از نماز عيد ، نمازگزاران به در خانه افرادي که در آن سال درگذشته اند مي روند و پس از فاتحه خواني براي فرد در گذشته ، با ميوه و شربت و شيريني پذيرايي مي شوند. بعد از ظهر نيز همه اهالي  براي خواندن فاتحه و طلب آمرزش براي درگذشتگان  بر سر قبور آن ها (مزار و قدمگاه) حاضر و براي شادي روح آن ها به توزيع نزورات مي پردازند.


منبع : ميراث فرهنگي نطنز نگارش سيدحسين اعظم واقفي، ناشر انجمن ميراث فرهنگي نطنز

مراسم شاه بازی روستای بز

شاه بازی

درساليان گذشته نه چندان دور در روستاي برز مراسم شاه بازي که همان تعيين مير نوروزي است برگزار ميشد. اين مراسم از روز دوم فروردين آغاز ميشد و در روز دوازدهم پايان مي گرفت. منظور از انجام آن رسيدن به اهدافي به شرح زير مي بود.
1- ايجاد فضاي آکنده از شادي و شعف به مدت دو هفته براي عامه مردم که مدت يک سال به فعاليت و کار طاقت فرساي کشاورزي و غيره … اشتغال داشته اند و در اين مدت هر گونه فعاليت تفريحي و شادماني محروم بوده اند.
2- نشان دادن وضع حکومت و دربار و چگونگي اعمال و رفتار آن‌ها به مردم روستا که به کلي از اين مطلب بي خبر بودند.
3- انتخاب فردي از مردم روستا به عنوان شاه و اطاعت بقيه از دستورهاي او به ويژه در مورد انجام کارهايي که همگان از نتيجه آن بهره ور مي شدند.


چگونگي برگزراي مراسم
روز پيش از عيد نوروز گروهي از جوانان روستا در صدد تدارک کار برآمده و با مراجعه به خانه هاي مردم وسايل لازم را فراهم مي آوردند. مراسم از روز دوم فروردين آغاز ميشد. نخست يکي از جوانان برومند روستا را به عنوان شاه برگزيده و او با پوشيدن لباس هاي مناسب، آماده ايفاي نقش ميشد. سپس صدراعظم و ديگر وزرا و ساير ارگان هاي دولتي حتي فرماندهان نظامي و سربازها که لباس نظامي پوشيده و تفنگ به دست مي گرفتند، تعيين مي شدند. همين طور سفراي خارجي، ورزشکاران کشتي گيران، نوازندگان، دلقک و غيره… انتخاب مي شدند. به ديگر سخن، نمايشي کامل از دستگاه حکومتي برگزار مي شد.

برنامه هر روز بعد از ظهر به اجرا در مي آمد و کوشش بر آن بود که هر روز برنامه تازه اي را به نمايش در آورند. در يکي از ميدان هاي بزرگ روستا تختي مي گذاشتند، شاه انتخاب شده با لباسي فاخر و چشمگير بر تخت مي نشست و ساير انتخاب شدگان هر يک در جاي خود قرار مي گرفتند. تماشاگران که بزرگان روستا چون روحانيون و کدخدا و اعيان روستا نيز در بين آنها ديده مي شد هر يک در جاي مخصوص خود در پيرامون ميدان مي نشستند. نخست نوازندگان محلي، سرودهاي محلي اجرا مي کردند، جوانان به مبارکي اين روز به شادماني و پايکوبي مشغول ميشدند. در ضمن اجراي مراسم، با هداياي تقديمي، از افراد حاضر در ميدان پذيرايي مي کردند. سپس با اعلام رسميت جلسه، اجراي مراسم آغاز ميشد. شاه و درباريان در حضور مردم به حل و فصل امور مي پرداختند. پس از تصميم‌گيري ، شاه طي فرماني دستور اجراي آن تصميم را صادر مي کرد و مامورين دستور را اجرا مي کردند.
اين فرمان بيشتر در زمينه اجراي کارهاي عمومي مورد لزوم در روستا و يا بر عليه افرادي بود که با داشتن امکانات براي برگزاري مراسم کمکي نکرده بودند. اجراي فرمان ها بيشتر جنبه تفريحي و سرگرمي داشت.

اين مراسم از چنان گيراي و شادي آفريني برخوردار بود که اهالي روستاهاي مجاور نيز در برگزاري آن شرکت مي کردند.

منبع : ميراث فرهنگي نطنز نگارش سيدحسين اعظم واقفي، ناشر انجمن ميراث فرهنگي نطنز

مراسم عروسی در روستای برز

عروسی

در روستاها به علت کوچک بودن محيط و شرکت همه مردم در کار کشاورزي و باغ داري، پسرها و دخترها با يکديگر ناآشنا نيستند. بنابراين با چشمي بازتر و شناختي بيشتر به هم تمايل پيدا مي کنند. البته نقش خانواده ها هم در اين کار بسيار موثر است.
در روستاي برز پس از آنکه خانواده اي دختري را براي پسر خود در نظر مي گرفتند پدر و چند نفر از بزرگان خانواده به خانه پدر دختر مي رفتند. پس از خوردن چاي و شيريني و گفت و گوهاي متفرقه مراسم خواستگاري آغاز مي شد. پدر يا بزرگ خانواده پس از بيان مقدمه اي مي گفت «آيا شما پسر ما را به نوکري و دامادي خود قبول مي کنيد»؟ اگر خانواده دختر موافقت خود را اعلام مي کردند آنگاه موضوع مهريه مطرح ميشد و پس از چانه زدن هاي معمول، مقداري مهريه معين ميشد که بر مبناي توافق حاصله، صورت نوشته‌اي تهيه مي شد که آن را «مُسوَِدِه» مي گفتند.

مراسم عسلي روغن خوران
پس از انجام خواستگاري مادر دختر در اولين فرصت از داماد براي برگزاري اولين نشست دختر و پسر (عروس و داماد آينده) دعوت مي کرد که به خانه آنان بيايند.در اين دعوت خانواده دختر از پسر يا داماد آينده پذيرايي مي کردند. در اين پذيرايي عسل و روغن از اجزاي اصلي محتويات سفره به حساب مي آمد. در اين ميهماني فقط پسر و دختر (عروس و داماد آينده) دور از چشم ديگران بر سر سفره مي نشستند. اين ميهماني به عسلي خوران معروف است.
پس از مراسم نامزدي، عقد رسمي يا خواندن صيغه شرعي انجام مي شد و دختر و پسر به يکديگر محرم مي شدند.
در عيدها و مناسبت هاي مختلف از طرف داماد هدايايي براي عروس ارسال مي شد و در مقابل خانواده عروس نيز هدايايي براي داماد مي فرستادند، مخصوصاً در عيد نوروز و روز سيزدهم فروردين.


مراسم عروسي
روز پيش از عروسي، بانوان خانواده داماد و عروس، عروس را به حمام مي بردند. از خانه‌هاي بستگان طرفين مجمعه هاي مسي بزرگ محتوي ميوه و شيريني به حمام فرستاده ميشد. و آن‌ها را پيرامون حوض آب محل رخت کن مي چيدند. حتي عده اي سماورهاي ذغالي را براي پذيرائي همراهان عروس به حمام مي بردند.
رامشگران نيز مقابل حمام مي آمدند و با سازهاي خود مردم را سرگرم مي کردند. پس از بيرون آمدن عروس از حمام زنان و مردان به همراهي رامشگران عروس را به خانه اش مي بردند.
اوايل شب عده اي از جوانان، داماد را به حمام برده ضمن استحمام، عده اي دست و پاي خود را حنا مي بستند و اين مراسم را حنابندان مي گفتند.

روز بعد پس از خوردن ناهار که به آن وليمه گفته مي شد، داماد را در يکي از ميادين روستا بر تخت مي نشاندند و چند نفر از جوانان طرفين او بر صندلي يا نيمکت ها مي نشستند. خنياگران با اجراي برنامه ها و نمايش مردم را سرگرم مي کردند. در اين مراسم تمام مردم روستا شرکت مي کردند. در ضمن مجمعه هاي پر از شيريني و ميوه و آجيل از طرف خانواده عروس و داماد و دوستان آنان به مجلس آورده ميشد و براي پذيرايي مردم مورد استفاده قرار ميگرفت. هزينه خنياگران به وسيله وجهي که مدعينون به عنوان شاباش مي پرداختند، تامين ميشد.

پس از خوردن شام ميهمانان همه به خانه عروس رفته و ضمن پذيرايي مختصري که معمولاً با چاي انجام مي گرفت، عروس را به سوي خانه داماد مي بردند. يکي از محارم عروس چون دائي يا عمو پشت سر عروس قرار مي گيرد. در بين راه بستگان نزديک داماد بايد مقابل عروس بيايد و به او خوش آمد بگويند. در اين خوش آمدگويي ها که به آن مراسم «پاانداز» مي گويند بيشتر از اشعار نغز و شيرين و گيرا استفاده مي شد مانند اين اشعار:
اي گل ناز بدن دست من و دامان تو
از خدا خواستم از کوري چشم رقيب

همچون نارنج زرد گشتم از غم هجران تو‌
تو شوي مهمان من، من جان کنم قربان تو

آخرين فرد خوش آمد گو، داماد است که بايد به استقبال عروس بيايد و با تقديم گل يا با توجه به ذوق و سليقه اش شعري يا مطلبي عنوان کند.
عروس پس از رسيدن به خانه داماد پيش از ورود به خانه، تخم مرغي به او داده مي شود که آن را به بالاي سر در خانه داماد بزند. صبحگاه شب عروسي چند مجمعه مسي حاوي غذاهاي مقوي از جمله برشتوک از خانه عروس براي داماد ارسال مي شود. اين مراسم را برشتوک خوران مي گويند. در آن روز مراسم پاتختي که عبارت بود از تجمع مردم در خانه داماد در حالي که او بر تخت يا صندلي نشسته بود و نوازندگان با آهنگ هاي خود مردم را سرگرم مي کردند و مردم دست افشاني و شادي مي کردند، برگزار مي شد.
دو روز پس از عروسي جهيزيه عروس را به وسيله الاغ و قاطر و طبق کش ها همراه با ساز و دهل به خانه داماد برده و پس از تحويل به آورندگان جهيزيه هدايايي داده مي شد.

همان شب مراسم ديدني انجام مي شد. مردم روستا به خانه داماد رفته همراه با هداياي خود پس از دست افشاني و شادماني و تقديم هدايا که بيشتر عبارت از بشقاب هاي آجيل، جوزقند، مغز گردو، مغز بادام، و گاه اندکي پول، خانه داماد را ترک مي کردند.


منبع : ميراث فرهنگي نطنز نگارش سيدحسين اعظم واقفي، ناشر انجمن ميراث فرهنگي نطنز