حمومک مورچه داره

بچه ها (دخترهاوپسرها)دستهاي خود را به يکديگر مي دادند و به صورت دايره وار مي ايستادند .شخصي به عنوان سرگروه شروع به خواندن مي نمود:
حمومک مورچه داره
دور و ورش غنچه داره
بشين و پاشو خنده داره

حال اگر کسي به موقع عمل نشستن و ايستادن را انجام نمی داد در اصطلاح می سوخت و از بازي کنار مي رفت.

در بعضي موارد براي هوشياري بچه ها جمله(بشين و وخيز)را مي گفتند تا بچه ها به اشتباه عمل کرده و بسوزند.

در اين بازي هوش بچه ها اندازه گيري مي شد.

یه قل دو قل

یه قل دو قل

اين بازي صرفا دخترانه مي باشد .

نوجوانان دختر بصورت دو تايي يا چند تايي دور هم مي نشستند و با تعداد پنج عدد سنگ به اندازه فندق بازي مذکور را انجام مي دادند .

>> بازي همراه با دقت و اعتماد به نفس در حرکت ها بود <<

با توجه به قوانين بازي در صورت سوختن هر فرد در حين حرکت ، شخص بعدي بازي را ادامه ميداد .

اين بازي داراي چندين مرحله بود .

** حرکت جمع کن : دوتايي ، سه تايي ، چهار تايي .
**حرکت تکي بشکن .
**حرکت تکي نشکن ... ديدن ادامه » .
**حرکت عبور از دروازه : يک ، دو ، سه ، چهار .
**حرکت جاي گذاري در حلقه : يک ، دو ، سه ، چهار .
** حرکت تخم گذاري .
**حرکت ور پاش تا سه حرکت .

همه افراد شرکت کننده ، بازي را به پايان مي رسانند ، ولي حرکت آخر " ور پاش " شخص برنده را تعيين مي نمود .

ياد آوري ميشود اين بازي در برز توسط دخترها اجرا ميشد . اطلاع دقيق ندارم که محلي است يا خير .

نویسنده : اکبر چهرزاد

تخم‌مرغ بازی

 تخم مرغ بازی

يکي از مراسمهاي عيد نوروز اين بود که قبل از تحويل سال، اغلب خانم‌هاي خانه تعدادي از تخم مرغهاي خود را با ريشه گياه روغناس (رُناس) در آب مي‌جوشاندند، که باعث پخته شدن و رنگي شدن آن مي‌شد و به بچه‌هايي که صبح بديدن آنها مي‌رفتند عيدي مي دادند.

ساعت 10 صبح که عيد ديدني‌ها تمام شده بود ميون ده جلو مسجد جمع مي شدند و اولين سرگرمي آنها "تخم جنگي" بود بدين صورت که تخم مرغ ها را از سر به هم مي زدند تخم مرغ هر که مي شکست بازنده بود و نفر برنده تخم مرغ را مي گرفت و مي‌خورد.



نویسنده : اکبر چهرزاد

گو بازی در برز

گوبازی
 بازي فوق همراه با : هيجان ، عشق ، ول وله و شورو نشاط در ميان جوانان و حتي سن و سال دارها از محبوبيت خاصي برخوردار بود .با دو گروه چند نفره اما مساوي درمکاني مشخص ، تا آنجا که حافظه ها ياري مي کند، ابتدا در محله ي" پَل ِ مَويز " بعدها وسط آبادي در محوطه ي کنار " سُول " ساختمان فعلي کتابخانه ، جنب مسجد جامع (که مکاني براي اتراق قريبه هاي ميهمان تعيين شده بود داراي اتاق و اسطبل مجزا بود ) سپس محوطه روبروي " پاچنار " فعلي ( قبل از احداث جاده ) ، بعد "لاچيان " ودر دهه هاي گذشته محوطه اطراف " کوشک " .
وسايل لازم يک چوب دستي بطول حد اکثر يک متر ، به نام " چفته " . ( لازم به يادآوري است با توجه به قد افراد ، استفاده از چفته به اندازه هاي متفاوت فرق مي کرد) يک گوي پارچه ي ( که تکه هاي پارچه را بصورت محکم به همديگر مي دوختند باقطر حداکثرهشت سانت ) که بعدها توپ مذکور بصورت پيشرفته به نام " ماقوتي " باب شد
در هر گروه يک شخص به نام استاد " اُسا " بعنوان سرپرست مشخص مي شد . در محوطه بازي مکاني را با نشانه گذاري ، براي زنده کردن ياران به نام " مات " با فاصله حدودا " ده تا بيست متر از محل زدن گوي تعيين مي کردند . ( براي زنده شدن نفرات در ... ديدن ادامه » زمان زدن ضربه " گو " مي بايست از " مات " عبور نمايد )
تعداد قانوني ضربه زدن هرنفر به " گو " فقط تا سه مرتبه بود ، در غير اينصورت وي مرده به حساب مي آمد و مي بايست زنده شود .
در شروع اوليه بازي اُسا " چفته " را زير " گو " ميزد ، ياران از کنار " اُسا " مي بايست با سرعت خود رابه محل " مات " رسانده و قبل از برگشت ِ " گو" از طرف ياران ِ مقابل ، خود را به کنار استاد مي رساندند ، اگر گوي زودتر از نفرات به محل شروع مي رسيد ياران يک فرصت را جهت زنده شدن از دست مي دادند . و براي زنده کردن نفرات فقط دردو ضربه بعدي مهلت بود . ( احتمال داشت ضربات بعدي چفته به گو به ثمرننشيند که در اصطلاح مي گفتند " پيس " شد ) .
. اگر " گو " در زمان برگشت نفرات از مات ، به ياري برخورد مي کرد فقط همان يار مي بايست مجدد زنده مي شد ، الباقي ياران به محض رسيدن به اُسا زنده مي شدند .
حال بشنويد از آن سوي ديگر بازي ، ياران مقابل که در گوشه وکنار زمين پراکنده بودند در جستجوي گرفتن " گو " از آسمان بودن اين عمل را " بُل " گيري مي ناميدند . در صورت اتفاق اين عمل ، گروه بالا مکان خود را جهت ادامه بازي با گروه پايين جابجا مي نمودن . نا گفته نماند براي هيجان دادن به بازي و طولاني شدن هر مرحله شخص گوي زن ضربات را گاهي چکشي يا بي راهه نيز مي زد ، ( بيشتر در ابتداي بازي ويا جهت زنده کردن نفرات ، که ياران مقابل از گرفتن " بُل " غافل شوند ) .
اين بازي شايد چندين ساعت ادامه داشت و افراد تازه وارد براساس تعداد ياران به گروه ها اضافه مي شدند .
اين بازي به روش ديگري نيز اجرا مي شد . ( قبل از جمع شدن همه بازيکنان يا خبر رساني براي شروع بازي )
در زماني که تعداد بازيکنان اندک بودن يک نفر ( بصورت تک نفره ) در ابتدا ، گوي را تا سه مرحله ( يا تعداد ضرباتي که بازيکن ها مشخص مي نمودن ) مي زد والباقي مي بايست سعي مي کردن گوي را از راه هوا " بُل " بگيرند، وشخص گيرنده در مکان زدن ضربه قرار ميگرفت و بازي به اين شکل در جريان بود . ولي از مات و ضربات چکشي و بي راه ديگر خبري نبود .


نویسنده : اکبر چهرزاد