تاریخچه عمارت و تالار برز

تالار روستای برز

تالار وزیر شاه عباس
 
يکي از آثار تاريخي روستاي برز ساختمان تالار و دو عمارت آن مي باشد. اين بنا عظيم در زمان صفويه با سبک و نقشه جالب بنا شد ولي معلوم نيست چرا اين بنا با استحکامات خاصي که داشته زود ويران و تغيير شکل داده است، شايد انقراض سلسله صفويه و هجوم افغانها به اصفهان و وجود فقر مالي در منطقه و مسايل سياسي را از دلايل ويراني زود هنگام اين بنا بتوان ذکر نمود.

اينک مطالبي را با استفاده از شنيده ها از بزرگان و قديمي ها و آثار و شواهد به جا مانده درباره ساختمان تالار و عمارتين به اطلاع دوستاران فرهنگ برز مي رسانم، دوستان هم اگر اطلاعات دقيقتر و کاملتري دارند با ارائه نظرات خود اين نوشته را کامل نمايند.

با توجه به ستونهاي آجري به جا مانده مي توان گفت ساختماني که از ابتدا به نام تالار نام گذاري شده در کنار رودخانه در زميني به طول 20 متر و عرض 10 متر بنا شده، 3 طاق نما داشته که عرض هر يک از آنها 4 متر بوده که کف آنها با سنگهاي تراشيده شده به ابعاد 80×90 سانتي متر فرش کرده بودند که محلي براي نشستن در سايه خنک چنار و نارون بوده.


ستونهاي اين طاق نماها به شکل مستطيل و به ارتفاع دو متر با آجرهاي مربعي شکل سبک و بسيار زيبا و محکم ساخته شده بود، اين ستونها در مقابل سيل سال 35 کوچکترين صدمه اي نديد فقط بعضي از سنگهاي کف طاق نماها کنده شد و بعضي به زير خاک رفت.

تالار روستای برز
نمایی از ستونهای آجری عمارت تالار - بنایی از دوره صفویه 

مشابه ستونهاي شمالي در جنوب (روبرو) آن ستونهايي به همين شکل وجود داشته ولي کسي آنها را بياد ندارد، فقط در سال 1340 که باغ تالار بدليل سيل از سنگ و نقاله پر شده بود و داشتند آن را آباد مي کردند کف ستونها را در عمق 3 متري با سنگ هاي سفيد و رسوبي که گويي از "کوه شکسته" (کوهي در نزديکي برز) حمل شده ديده ميشد، تمامي آن سنگ ها را براي ساخت ديوار از زير خاک خارج نمودند.

ساختمان اصلي که اتاق تالار ناميده مي شد روي اين ستونها ساخته شده بود، که اين اواخر آثار بسيار کمي از آن به جا مانده بود.
با توجه به قرائن و شواهد اتاق تالار که به مساحت 60 متر مربع بوده و بر روي اين ستونها بنا شده و خيلي زود بعد از انقراض سلسله صفويه تخريب شده و آنچه که به نام تالار باقي مانده همين طاق نما ها بوده، روز عاشورا مرحوم ميرزا بزرگ در باغ تالار حليم مي پخت و مردم روي اين سکوها مي نشستند و حليم با مجمعه بين مردم توزيع ميشد.


ساختمان عمارت بالا در دو رديف بنا شده يک سري در غرب و سري در شرق، در هر رديف پنج جفت اتاق و در جلو هر دو اتاق يک طاق نما، که به صورت قرينه روبروي هم بوده اند. يعني 10 اتاق در ضلع شرق و 10 تا ديگر در غرب که با هم متقارن بوده اند، همچنين 10 خانه هر ضلع هم به صورت دو به دو با هم قرينه بوده اند و جلوي هر دو اتاق متقارن در هر رديف يک تاق نما بوده است. 5 تا حوض در شرق و به صورت قرينه 5 حوض در غرب .
دو اتاق اول و پنجم در هر رديف بقيه اتاق ها متفاوت بوده است و چون کلا تخريب شده است نمي توان حدس زد که ساختمان آنها چه شکلي بوده است، ولي دو اتاق دوم به ابعاد 4×6 و دو اتاق سوم به ابعاد 3×6 و با آجر ساخته شده اند که هم اکنون هم به ساختمان آجري معروف است دو اتاق چهارم نيز به ابعاد 4×6 بوده است.
سقف همه اتاق ها و طاق نما هاي جلو آن ها همه ضربي بوده و پايه هاي آن ها ديوار هايي به عرض يک متر بوده که قدرت نگهداري سقف ضربي را داشته باشد، ارتفاع سقف اتاق ها هفت متر بوده، آخرين اتاق ضربي که به اتاق بزرگ معروف بود در سال 1374 فرو ريخت و اين تنها اتاقي بود که از قديم به يادگار مانده بود.

در جلو هر تاق نما يک حوض سنگي قرار داشت، (يعني ميشود پنج حوض ضلع شرق و پنج تاي ديگه به صورت قرينه غرب عمارت) حوض ها با جوي هاي سنگي تراشيده شده به هم متصل ميشدند، هنوز تعدادي از سنگ هاي جوي به جا مانده و آخرين حوض سنگي هم که از بين رفت جلو اتاق بزرگ بود، قرينه همين جوي آب ها و حوض ها در ضلع ديگر هم وجود داشته، بدين صورت که آب چشمه کوچه گله از سمت شمال شرقي وارد عمارت ميشده و بعد از عبور از جوي هاي سنگي و حوضهاي شرقي وارد جوب ها و حوض هاي غربي ميشده و از شمال غربي عمارت بالا خارج ميشده و وارد عمارت پايين ميشده است.

جوب ها و حوضهاي ضلع شرقي در زمانهاي بسيار دور نابود شده و احتمالا سنگهاي آن به خانهاي اطراف عمارت پايين منتقل شده و شايد هم از برز خارج شده باشد و سنگ ها و جوب هاي ضلع غربي که تعدادي از آن ها موجود است و تعدادي از آنها هم در حدود 80 سال پيش به منزل ميرزا فضل الله منتقل شده است که هم اکنون موجود است .

فرستنده : سيد اصغر حسينيان برزي

شجره نامه خاندان میرزامحمود

برزی میرزا محمود

این شجره نامه طایفه میرزا محمود می باشد که نسب آن به امام جعفر صادق (ع) می رسد.

بنده هم " سید  هاتف حسینیان برزی " نَدیده  "میرزا محمود" جز این طایفه محسوب می شوم.

غلام کوچک برزی و نائب حسین کاشی

غلام برزی

داستان طغیان نایبیان و دار و دسته او یکی از موضوعات روز و حدود 140سال از شروع آن می­گذرد. ولی هنوز نتوانسته و دانسته نشده است محققین و مورخین که بدان پرداخته­اند هرکدام جانب خود را گرفته از طرفداران نایب حسین و دار و دسته­اش بوده­اند و او را عیّار و در زمره­ی جوانمردان دانسته­اند که طی مسافرت به کشورهای هند و پاکستان و ریاضت­های سخت، سپس به شهرِ یار و دیار آمده، یار ضعیفان و ستمدیدگان و دشمن سرمایه­داران و مستکبران گردیده است و از طرفی پس از آن که ملکه مهد علیا به دارفانی شتافت، دو سال دیگر در تهران ماند و طبق فرمان، قره سورانی قم تا اصفهان را گرفت و به کار راه­داری و امنیت راه­ها و شوارع پرداخت. تا اینکه به او خبر دادند همسرش و پسر و همسر پهلوان هاشم به دست دشمنانشان به قتل رسیده­اند و این موضوع علت و باعث یاغی­گری او وخاندانش شد و حدود (45 سال) خطّه کاشان تا یزد و نائین و اردستان و تون و طبس صحنه زد و خورد و جنگ و خونریزی و هرج و مرج و ناامنی قرار گرفت. همان­طور که اشاره شد این نظریه موافقین نایب حسین و دار و دسته او می­باشد که در کتاب «طغیان نایبیان» نوشته «محمدرضا خسروی» مشروحاً آمده است و نیز کتاب «حماسه نایبی» اثر «منتخب السادات یغمائی» که مرحوم ملک المورخین سپهر نیز مقدمه ای بر آن کتاب نوشته و با اهتمام آقای علی دهباشی در سال 1368 به چاپ رسیده است. حال ببینیم مخالفین که تعدادشان هم کم نیست چه می­گویند؟ حسن اعظام الوزراء قدسی در کتاب «خاطرات من» یا روشن شدن وقایع صد ساله اخیر بدین نکته اشاره دارد و اعمال و وحشی­گری­های نایب حسین و اتباع او را در کاشان و اطراف نطنز شرح داده و کشت و کشتار نایبیان را در شهر قدیمی و باستانی طبس و سوزانیدن کتابخانه قدیمی شهر به ویژه خونریزی و خونخواری یکی از اشرار به نام غلام کوچک برزی را مشروحاً نوشته و همچنین طریقه دستگیری نایب حسین و ماشااله خان سردار و دیگر نایبیان و اعدام آنها را در کاشان و تهران مفصلاً بیان داشته است. احمد کسروی نیز در کتاب مشروطیت و یا تاریخ هیجده ساله آذربایجان به این موضوع اشاره­ای دارد. نویسنده معاصر مرحوم حسن نراقی در کتاب «کاشان در دوران مشروطیت» و یا «تاریخ اجتماعی کاشان» و یا مرحوم آیت­الله ملاعبدالرسول مدنی و روزنامه­های زمان نایب حسین تماماً شرح کارها و جنایات نایب حسین و دار و دسته­اش را بیان داشته­اند. البته بعضاً نیز اشاره­ای به کارهای خیر نایب داشته­­اند. از جمله مرحوم آیت­الله ملاعبدالرسول مدنی که نظر خوبی به کارهای نایب حسین ندارد و او و دار و دسته­اش را از جمله اشرار شمرده، می­نویسد از جمله کارهای نیک نایب حسین، تأسیس یک معلم خانه بود که اطفال یتیم در آنجا ضمن تحصیل رایگان از لباس و خوراک نیز برخوردار بودند و در این اواخر به بعضی از سادات و اهل منبر کمک­های زیادی می­نمودند.

و نیز از جمله کارهای نیک نایب حسین اقدام قاطع در سفیدکاری بازار بزرگ و طولانی کاشان از بازارچه سردار (دروازه دولت) تا پانخل کاشان است که ظرف مدت شش روز به دست معماران و بنّایان ماهر سفیدکاری شد که موجب اعجاب همگان گردید. مرحوم ملاعبدالرسول مدنی می­نویسد در شعبان 1333 از جمله بناهایی که از روی ظلم گذاشت سفید کردن بازار بود از اول دروازه دولت تا پانخل که در ظرف شش روز سفید کردند که اگر حکم سلطان هم می­بود به این سرعت انجام نمی­گرفت. والد راقم این سطور که خاطرات زیادی از نایب حسین داشت ضمن برشمردن اعمال خوب و بد نایب اقدام او را در برگزاری عزاداری جهت حضر اباعبدالله الحسین می­ستود و می­گفت در مراسم تعزیه امام حسین (ع) در ماه محرم در باغ سردار (خیابان ژاندارمری) فعلی بزرگترین گروه تعزیه خوان و تعزیه گردان را که عده­ای از یهودیان کاشان نیز به عنوان جهودان قلعه خیبر شرکت داشتند به کار گرفته بود و خیل عظیمی از مردم کاشان و دهات اطراف جهت دیدن این تعزیه که شاید تاکنون نیز کسی به یاد نداشته باشد، حضور به هم می­رسانیدند. ابوی اینجانب از ترفند و شگردهای نایب در جنگ اطلاعاتی داشت که بنا به گفته نایب حسین جنگ را اگر ده قسمت کنیم، نه قسمت آن فرار از پیش روی دشمن و کشانیدن نیروهای او به طرف کویر مرکزی است که صد در صد به اضمحلال و هدر رفتن اردوی دشمن در کویر منجر می­شد و پیروزی نایب بر نیروهای دولتی اعم از اردوی قزاق یا سالدات­های روسی و یا نیروی عشایر بختیاری که نایب به شیوه جنگ و گریز که یادآور جنگ­های پارتیزانی زمان اشکانیان است. قوم پارت بدین نحوه یعنی در حال فرار از پیش روی دشمن از روی اسب به عقب برگشته و به طور قیقاچ نیروهای دشمن را از پای درمی­آوردند که این خلاصه­ای بود از نه قسمت جنگ که فرار بود و یک قسمت باقیمانده از ده قسمت که صرف پایداری و مقاوت می­شد. یکی دیگر از خاطرات ابوی این جانب مربوط به موقعی است که نیروهای دولتی، کاشان را محاصره کردند و از ورود هرگونه مایحتاج عمومی به شهر ممانعت به عمل آورده، آب قنواتی را که به سوی داخل شهر بود همه را برگردانیده یا اقدام به کور کردن قنات­ها نموده بودند و نظر به اینکه منبع اصلی خوراک مردم نان و آسیاب­های آبی نیز در خارج از شهر بود، از ورود آرد نیز ممانعت شدید به عمل آمده که مردم شهر تماماً در مضیقه آب و خوراک بودند اما به دستور نایب حسین در تمام منازل کاشان قنّاها اقدام به حفر چاه آب و همچنین تمام سنگتراش­ها برای مردم اقدام به ساخت آسیاب سنگی نمودند که باید به این ابتکار نایب حسین پس از گذشت یکصد سال که مردم کاشان را از قحطی و گرسنگی و بی­آبی نجات داد آفرین گفت. نایب حسین که دست اجانب نیز او را از لحاظ اسلحه و مهمات و پول و نقدینگی تقویت می­نمود و خود یکه تاز میدان قسمت اعظم ایران مرکزی شده بود، اقدام به ضرب سکه نمود و روی یک طرف آن این بیت شعر حک شده بود.

(سکه بر زر زند به آسانی – شاه سلطان حسین کاشانی)

به هر روی غائله نایب حسین در سال 1296 هجری شمی و در زمان احمدشاه و وزارت حسن وثوق­الدوله عاقد قرارداد 1919 با مهر کردن قرآن مجید و باین این نکته که اگر ماشااله خان به تهران بیاید او را (سردار) خواهم نمود به همراهی یکصد تن از زبده سواران و تیراندازان ماهر که در مشهد اردهال کاشان از آنها سان دید با تفنگ­های سر و ته نقره عازم تهران شد که البته نایب حسین با رفتن ماشااله خان به تهران مخالف بود و با تأکید این نکته که این دولتی­ها تو را (سرِدار) خواهند کرد، نه سَردار (به معنای آن است که سر تو را به دار خواهند آویخت که چنانکه می­دانیم پیش­بینی نایب درست از آب درآمد و به محض ورود به شهر ری ماشااله خان سردار و دسته یکصد نفره­اش دستگیر شدند. ابتدا با تمهیدات خاصی کم­کم نیروهای ویژه او را در کاروانسرایی در شهر ری و در کنار حضرت شاه عبدالعظیم حسنی از وی جدا نمودند، سپس ماشااله خان و پهلوان رضا عصار و یک عده ده نفری عازم تهران شدند و سرانجام با این نیرنگ و خُدعه که چون به حضور اعلی حضرت احمدشاه شرفیاب می شوید، همراه بردن سلاح جایز نیست، آنها را خلع سلاح کردند و آنگاه توسط نیروهای ژاندارمری به سرپرستی یک سرهنگ سوئدی آنها را دستگیر نمودند و پس از محاکمه­ی کوتاه آنها را در میدان قورخانه (توپخانه) (میدان امام خمینی) فعلی به دار مجازات آویختند. و بالاخره ماشااله خان به مکافات عمل خود رسید. لازم به ذکر است که در اقدام رفتن به تهران از طرف ماشااله خان بنا به گفته حسن اعظام الوزاره قدسی در کتاب  «خاطرات من» عامل و انگیزه دیگری نیز وجود داشت وآن جای پای دختری از خانواده یکی از شاهزادگان قاجار به نام «عصمت­الملوک» که دختر شاهزاده مجلل­الدوله قاجار و بس زیبا و نجیب بود که ماشااله خان سخت دلباخته او شده بود و دختر که یکی از تحصیل­کرده­های آن زمان و از مدرسه دارالفنون دارای دیپلم بود. ماشااله خان توسط دوستان و ایادی­اش در تهران شرایط سختی را که از طرف خانواده عروس گذاشته شده بود همه را پذیرفت و قبول کرد. همچنین شیر بهای هنگفت و ارسال مقدار متنابهی طلا و زیورآلات و قبول اسکان در تهران تماماً موردموافقت ماشااله خان قرار گرفت و مقرر شد جهت عقد و عروسی با دوشیزه عصمت­الملوک دولتشاهی مدت ده روز جشن گرفته شود که شب اول اختصاص داشت به شاهزادگان، شب دوم نظامی­ها و ارتشی­ها، شب سوم وزرا و شب چهارم خوانین مستقر در تهران و شب پنجم بازرگانان و شب ششم کسبه معتبر بازار و شب هفتم ورزشکاران و شب هشتم اقلیتهای مذهبی و شب نهم عامه مردم و شب دهم زندانیان. قرار کار نیز گذاشته و کاغذهای دعوت نیز نوشته شده بود که همان­طور که گفته شد ماشااله خان با پای خود به قربانگاه رفت  تقدیر، نقش خود را به خوبی ایفا نمود. از طرفی زن محبوب و سوگلی او به نام طلاخانم پس از اعدام ماشااله خان به تهران آمد و به عقد ازدواج سرتیپ ابراهیم ضرابی درآمد و خانم عصمت­الملوک دولتشاهی نیز نصیب سرتیپ رضاخان سوادکوهی که بعداً رضا شاه نام گرفت گردید و پرونده نایب حسین و پسران نه­گانه و دامادهای او و دار و دسته­اش به پایان رسید اما فرزندان باقی­مانده که خردسال بودند به تحصیلات عالیه پرداختند که خاندان فرهیخته و محترم آریان­پور همگی از نوادگان نایب حسین کاشی می­باشند.

منبع : وبلاگ گنگ خواب دیده

قلعه خشتی برز


قلعه سرِ دِه روستای برز

 تاريخ احداث اين قلعه بر من معلوم نيست و نقل قولي هم نشنيده ام اما آنچه مسلم است احداث ساختمان قلعه قبل از ساخت تالار و عمارتي بوده که در زمان صفويه بنا شده است چون آجري در آن بکار نرفته است.
مساحت اين قلعه تقريباً 150مترمربع ميباشد و ابتداي ديوار ها با سنگ هاي رسوبي يا ساوردي و بقيه آن با خشت هاي قطور ساخته شده است. پهناي ديوار قلعه يک متر و اندي و ارتفاع آنها قبل از تخريب که زمان بسيار دوري هم نميباشد به 6 متر ميرسد. در چهار گوشه قلعه چهار برج دايره شکل وجود داشت،که مساحت مفيد هر برج تقريباً 15 متر مربع بوده و در چهار طبقه ساخته شده بود که مردم در زمان هايي که احساس ناامني ميکردند آذوقه خود را به داخل اين قلعه ميبردند و تيراندازان در برج ها سنگر ميگرفتند تا از حمله دشمن در امان باشند و ورود و خروج اين قلعه از دو درب چوبي که يکي در ضلع شمال و ديگري در ضلع جنوبي که با تخته هاي قطور ساخته شده بود انجام ميگرفته است.
آثار ديوار ها و دو برج جنوبي قلعه هنوز مشاهده مي شود اين قلعه در حدود سال هاي 1341 تا 1343 به همّت و تلاش والاي سيد شمس الدين حسيني و کمک هاي مادر محترمه ايشان و معماري استاد غلامحسين کريمي پناه و همياري اهالي روستا به دبيرستان که قبلاً در ساختمان استيجاري واقع در کوچه عمارت داير بود به اين مکان منتقل شد و از آن به بعد ديگر قلعه سرِ دِه از سر زبان ها افتاد و دبيرستان جاي آن را گرفت و جا دارد که نسل جديد اين دبيرستان را بعنوان يک ميراث فرهنگي حفظ و نگهداري نمايد .در پايان از افرادي که اطلاعات دقيق تري دارند ويا اشکالي در اين نوشته مي بينند ما را از پيشنهاد خود محروم نفرمايند .

نويسنده : سيد اصغر حسينيان

قلعه سنگی برز


برزرود
                        قلعه پايين ده روستای برز


با توجه به گفته ها و شنيده ها که سينه به سينه نقل شده و بنا به گمانه زني (رشته کوه رسوبي جنوب برز که به تخته سر کر ختم ميشود و چشمه سارهاي آن مانند قسمت شمالي آن ( کَروند) بسيار پر برف و آبخيز بوده است و آبي که از دره گلبند باد جاري ميشده قابل توجه بوده که از طريق دره خاک تنور و دره لا به سوي لاجاره روان بوده که سرانجام به رودخانه اصلي متصل ميشده است) مي توان گفت که بيش از دو هزار سال پيش افرادي اين محل را براي سکونت خود انتخاب نمودند.
هم اکنون مشخص نيست اين افراد از کدام منطقه آمده اند ولي ضلع جنوبي قلعه را براي سکونت انتخاب نموده اند به اين دليل که در زمستان ها مشرف به آفتاب بوده و آب چشمه گلبند باد نيز از جلو آن جاري بوده است. از آن جايي که لايه هاي زيرين اين قلعه سنگي از خاک رس سفيد تشکيل شده بود آنان اطاق هايي براي محل سکونت و محل کار خود ايجاد نمودند که اصطلاحاً به آن ها کنده و يا بوم کَن گفته ميشود که در زمستان گرم و در تابستان خنک ميباشد و درب ورودي آنها سنگي بوده که يک نمونه از آن هم اکنون مشاهده ميشود. کم کم به مرور زمان که معلوم نيست چند صد سال طول کشيده درضلع شمالي قلعه هم محل هايي براي سکونت و انبار آذوقه ايجاد نمودند . به مرور زمان محله کنوني گريند را که چندين چشمه آب در آن جاري بوده براي سکونت انتخاب مي نمايند که چشمه سولجه و چشمه خوني از باقي مانده هاي آنان ميباشد که اکنون نيز بسيار کم آب هستند.
در ضمن قديمي ترين قبرستان روستا در روبروي قلعه در سمتي که هم اکنون مسجد حاجتگاه بنا شده قرار داشته است و در خاکبرداري هايي که توسط اهالي صورت گرفته است آثاري از اجساد گذشتگان پيدا شده است.
در ساليان دور از روي اين قلعه که از سنگ پوشيده شده است بعنوان خرمنگاه استفاده مي کردند. مردم محله پايين ده و گريند هر کدام خرمن (گندم و جو ) خود را در قسمتي از قلعه مي گذاشتند . بعد از اينکه سفال گندم ها خشک مي شد به خرمنگاه عمومي ( مکان بزرگ و دايره اي شکل روي قلعه ) ميبردند وبه وسيله قاطر،الاغ،ماشين خرد مي کردند البته مراسم خرمن کوبي،بوجاري،تقسيم گندم و بردن کاه به کاهدان مراسم خاصي داشت که ذکرآن در اين نوشته نمي گنجد.
افرادي نيز از بوم کن هاي زير قلعه استفاده مي کردند و به تختکشي اشتغال داشتند .
آنها با پارچه هاي کهنه ودوال که از چرم گاو درست مي نمودند کف گيوه درست مي کردند و رويه گيوه که معمولا توسط خانمها بافته مي شد روي آن ميدوختند .بعد که دوخت گيوه کامل مي شد ،آنرا براي فروش به کاشان و يا روستا هاي اطراف مي بردند.
براي درست کردن دوال ابتدا پوست گاو يا گوسفند را در تقارها ي پر از آب که جلو هر چند بوم کن يک عدد قرار داشت خيس مينمودند. بعد از اينکه چرم نرم ميشد آن را با چاقو به شکل نوار هاي باريک در مي آوردند، که در دوختن تخت گيوه ولبه گال استفاده مينمودند.
اکنون پنجاه سالي مي شود که ديگر کسي در اين بوم کن ها به شغل تختکشي مشغول نمي باشد و بيست سالي ميشودکه روي قلعه ازخرمن وقاطر،چوم ،چومسوار، بوجاري، کوزل کوبي ديگرخبري نيست .
اکنون اين مکان از جا هاي ديدني برز مي باشد ومحلي شده براي گردش وتفريح جوانان وتوريستها که از اين روستا ديدن مي نمايند.

نويسنده : اصغر حسينيان

حروف چين : بهنام کردبچه

عرايض همسران نايب حسين خان کاشي

اسناد اين شماره، عرايض همسران " نايب حسين خان کاشي " خطاب به دولت پس از اعدام او در 18 آبان 1298ش است.  دولت وثوق‌الدوله پس از اعدام ماشاءالله خان و نايب حسين خان کاشي تمام اموال آنها را به نفع خود مصادره کرد، همسران و فرزندان " نايب حسين و ماشاءالله خان " از اين مصادره بيشترين آسيبها را متحمل و براي حل مشکل معيشتي خود دست به دامان مجلس شوراي ملي و برخي از رجال شدند. اما اين مشکل به سادگي حل نشد و مدتها ادامه داشت تا در 1305 دولت ميرزا حسن خان مستوفي‌الممالک تصويب کرد:  "...وراث را هم که غالبا زن و بچه و اشخاصي هستند که در شرارت آنها دخالت نداشتند بدون معاش نمي‌شود ترک کرد لهذا هيئت وزرا در جلسه 11 دي ماه برحسب پيشنهاد نمره ... وزارت ماليه تصويب نمودند املاک نايب حسين و نايب علي و ماشاء الله خان کاشاني از تاريخ صدور اين تصويبنامه به وراث شرعي آنها مسترد گردد."

عرايض زيادي از همسران و فرزندان ناييبان خطاب به مجلس شوراي ملي و رئيس‌الوزراي وقت به جا مانده که سه عريضه از اين ميان براي معرفي انتخاب شده است.

"نامۀ زنان نايب حسين خان کاشي به ميرزا احمدخان قوام‌السلطنه رئيس‌الوزراي وقت"

نايب حسين خان کاشي
[حاشيه] عريضه اين کمينه عيال نايب حسين خان کاشاني

مقام منيع رياست‌الوزراء دامت شوکته
قريب سه سال است که همه روزه و همه ساعت مزاحم حضرت اشرف شده‌ايم بعد از آنکه تمام دارائي ما را بردند و به حضرت اشرف معلوم شد حضرت اشرف اعانه براي ما قرار داديد بعد از آنکه از تمام کميسيونهاي مجلس گذشت يک نفر از آنها راي نداده‌اند از حضرت اشرف مستدعي است که يک دستخطي مرحمت فرموده که اسباب راحتي ما فراهم شود آيا خدا رواست که مملکت ارزاني پايتخت اسلام ما يک دسته زن و بچه از عسرت از دست در برويم امر امر مبارک است.
[حاشيه مهر] ورود به کابينه رياست وزراء

بتاريخ 30/8/ 1301
نمره 10350
عريضه
مقام منيع رياست الوزراء دامت شوکته
از طرف عيال مرحوم نايب حسين کاشاني
محرمانه آقاي دبير مخصوص پيشنهاد را به مجلس يادآوري نمائيد
-----------------------------------------------------------------------------------------
 " مکتوب همسران نايب حسين کاشي به ميرزا حسين خان شکوه‌الملک"

نايب حسين خان کاشي
نايب حسين خان کاشي

 

حاشيه: عريضه عيالات نايب حسين

به اين کلام الله عريضه ما را بخوانيد

مقام محترم حضرت مستطاب اجل اکرم افخم آقاي شکوه‌الملک مدظله العالي بشرف عرض عالي مي‌رساند البته خاطر منير مبارک آگاهي دارد در باب مردان ما که اينها را منهدم نمودند و با کمينه‌گان و اطفال و همچنين اطفال شيرخوار در طهران سرگردان متحيرانه مانده‌ايم و آنچه داشته‌ايم که تماماً را بردند و امروزه در روز بيچارگي افتاده‌ايم نه منزلي نه لباس نه وجوه اخراجاتي و دو نفر مردان ما هستند حسن خان و اميرخان که در نظميه محبوسند و آقاي مشيرالدوله که رئيس‌الوزراء بود قرار داده بود روزي نفري شش قران به اين دو نفر محبوسين بدهد و از براي اين کمينه‌گان هم قراري دادند وجه مخارجي بدهند انکه استعفاء داد بعدا نزد سپهدار اعظم رفتيم و قرارداد مخارج دادند رضاقلي خان اطلاع دارد.

 معاون نظميه است چون سپهدار هم استعفاء داد کار همين‌طور ماند و نوشته را به کابينه وزارت جليله داخله برديم که عوض شدند و امروزه در نهايت کمال سختي مانده‌ايم استدعا داريم يک وجه حقوقي قرار بدهيد که نزديک است جان ماها تلف شود اميدواري داريم خداوند وجود حضرت اشرف را از جميع بليات محفوظ دارد. يا آنکه اطفالات ما را بيرون کنند يک کاري بکنند لقمه نان خالي به ما بدهند قوت لايموتي و نمي‌توانيم در سر خيابانها به گدايي بنشينيم اگر دولت ندارد [ناخوانا] بکنيم استدعا داريم نزد آقاي رئيس‌الوزراء يک همراهي بفرمائيد و به اين کلام الله مجيد تقويتي بفرمائيد نزد خداوند پنهان نمي‌شود. ولدان ماشاءالله خان که مرد هستند حقوقي براي آنها قرار دادند و حواله‌جاتي دارند حقوقي دارند اين بيچارگان نه مرد داريم نه مرد داريم چه کنيم محض خدا.

 آدرس منزل درب حمام فرقاني‌ها خانه حاجي حسين قهوه‌چي نمره 2

[حاشيه] و پسرهاي ماشاءالله خان که مخارج مي‌دهند ارتباطي به اين کمينه‌گان ندارند محض خدا توجهي بفرمائيد و به اين کلام الله هيچ نداريم و از دست [ناخوانا] مي‌رويم نمي‌دانيد چه شبي را روز داريم هرچه [ناخوانا] به اين کلام الله همراهي بفرمائيد.

-------------------------------------------------------------------------------------

"نامه رئيس دارالانشاء به مجلس شوراي ملي براي پيگيري عرايض همسران نايب حسين خان"

نايب حسين خان کاشي



شيروخورشيد

مجلس شوراي ملي

سواد عريضه عيالات نايب حسين کاشاني

نمره  ندارد 

مورخه 8 شوال المکرم 1340  برج  ندارد  13..

که منضما بمراسله مورخه نمره 8740 ارسال ميشود

مقام منيع و آستان رفيع وکلاي مجلس دارالشوراي ملي شيدالله ارکانهم العالي مسلم و بديهي است که خاطر منير مبارک وکلاي مقدس از موضوع حالات اين کمينه‌گان مستحضر است از تعدي ما از املاک ما در مخلفات ماها تمام را بردند بلکه آنچه از آباء و اجداد خودمان هم برحسب موروثي داشتيم توقيف کردند آنچه مهريه ماها بود تصاحب شدند و حاليه را عيالات نايب حسين همگي در کمال استيصال مانده‌ايم اگر از براي وکلاي مقدس يا وزراء معظم برخورداري ندارد در کنار خيابانها به گدائي بنشينيم بفرستيد مفتش در آنجاها که منزل نموده‌ايم رسيدگي کنند در چه حالي و چه روزي هستيم استدعاي عاجزانه مينمائيم که عطف ترحمي و نظر توجهي در حق اين کمينه‌گان بکنند که نزديک است از فلاکت نابود شويم و مخارجاتي برقرار فرمايند که توانيم زندگاني نموده وکلاي مقدس را قسم مي‌دهيم به مقدسات عالم و يگانگي حضرت پروردگار در حق اين کمينه‌گان رسيدگي بفرمايند امر امر مبارک است.

حاشيه: سواد مطابق اصل است    رئيس دارالانشاء دبيرالملک [امضاء] 


منبع : سایت موسسه تاریخ معاصر ایران
  

سوابق و یافته های احتمالی باستان شناسی برز


وجود آثار و بقایای ساختمان های قدیمی همچون عمارت پایین و بالا ، امامزاده روستا و ... و حفاری های غیر مجازی که در برخی قسمت ها صورت گرفته ، نشان دهنده وجود برخی آثار باستانی در روستا می باشد و مردم محلی اعتقاد دارند که سکه و یا سایر وسایل قیمتی در روستا کشف شده است اما از آنها اطلاعی ندارند و توسط افراد سودجو ربوده شده اند . بنابراین ، نمی توان به طور دقیق راجع به وجود یا عدم وجود چنین وسایل و آثاری نظر داد.


مسجد مست واقع در روستای برز


سيل مهيب سال 1335 شمسي، خسارات غير قابل جبراني به آثار تاريخي برز وارد کرد، از جمله تخريب مسجدي که در پشت ايوان قديمي جنب امامزاده قرار داشت، مشهور به مسجد مست. گر چه اين مسجد به صورت کوچکتري بازسازي شد، ولي صورت اصلي خود را براي هميشه از دست داد. ايوان قديمي موجود داراي سقفي نسبتاً مرتفع و طاق‌هاي رومي پيش و پس است و در ورودي مسجد و رواق امامزاده در انتهاي آن قرار داشته است، پس از ويراني سيل، در ورودي امامزاده را از آن جدا کردند.

گر چه در اطراف اين ايوان، سنگ تاريخ هاي چندي به چشم مي خورد ولي دو سنگ نوشته حاوي اشعار، يکي به تاريخ 1035 و ديگري به تاريخ 1262 هجري قمري به ديوار انتهاي ايوان، در طرفين ورودي مسجد، نصب شده است. متن سنگ نوشته نخست بدين شرح است:
جنت جانفزاست، مسجد مست
هر شب جمعه حاضر است علي
به بقينست کعبه ثاني
اگرت درد هست، خيز و بيا
جاي پر فيض باشد اين درگاه
ز طواف درش مشو غافل
گفت پيري، که مومنان الحق
بر حذر باش مومن بي دل
سگ اين آستانه شو از دل و جان
آستان رضاست، مسجد مست
گذر مرتضاست، مسجد مست
مروه و هم صفاست، مسجد مست
که مکان دواست، مسجد مست
بهر جود و سخاست، مسجد مست
کوي مشکل گشاست، مسجد مست
منزل باصفاست، مسجد مست
نه مقام خطاست، مسجد مست
که محل ضياست، مسجد مست

       **   
در کندن اين حجر علي سعي نمود
        معبود ز وي راضي و حيدر خشنود

غلام دوستان علي عماد پسر عدل
(کتيبه محمد امين بن عبدالله سنه 1035)
اين حجر از سر صدق بتراشيد حسن
        دل خوش بقيامت سوي فردوس جنان



اشعار سنگ نوشته دوم نيز بدين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
سنه 1262 عمل استاد هاشم اصفهاني


در زمانيکه رفته بود بماه
نصف اين مسجد شبستاني
سعي آن حاجي عابدين کرده
داني اي سالک مسالک خير
کم بود مثل اين مکان شريف
تو رواني به سوي شهر عدم
ديگرت ره به آن نخواهد بود
تو در اين خاکدان نخواهي ماند
گر هزاران تو را غلام بود
تا تواني به کار دين مي کوش
راه دور است و توشه تو کم است
فرصت خويش را غنيمت دان
ناظمش ابن جعفرالبــرزي
بهر تاريخ چون تامل کرد
نام بناي ما محمد بود
        رايت دولت محمد شاه
گشت احداث و رشد رواق بماه
سعي اين مومنان جنت خواه
که چه پر فيض باشد اين درگاه
در همه عالم وسيع اله
توشه بسيار بايدت در راه
چو شود دست تو از او کوتاه
خواهي از آن برون شدن والله
همرهت نيست جز ثواب و گناه
نبود حاصل جهان جز آه
هان مبادا شوي براه تباه
که ز دستت برون شود ناگاه
خود محمد حسين نامه سياه
گفت قدتمت الرواق نجاه
کردمت از همه جهت آگاه

التماس دعا دارد اسماعيل خلف حاجي محمد برزي

منبع : ميراث فرهنگي نطنز نگارش سيدحسين اعظم واقفي، ناشر انجمن ميراث فرهنگي نطنز

امامزادگان اسماعیل و اسحق و حلیمه خاتون روستای برز

برزرود

از آثار به جای مانده در روستای برز بقعه قدیمی امامزادگان اسمعیل و اسحاق و حلیمه خاتون می باشد که دو چنار کهنسال بر محوطه جلوی در ورودی آن سایه گستر شده است. فضای داخلی امامزاده به ابعاد 40/10*30/14 متر مربع می باشد که سقف و ستون‌های سیزده گانه آن به مانند ابیانه از چوب ساخته شده است.

بخشی از رواق امامزاده اسمعیل و اسحاق و حلیمه خاتون از ستون های چوبی موجود ده عدد آن هشت ضلعی و قدیمی است با قطر متوسط 16/1 متر که  فاصله آن‌ها از یکدیگر 90/2 متراست. ستون ها و سقف امامزاده در اثر سیلاب سال 1335 صدمه بسیاری دید و تنها بخشی از قاب چینی سقف محاری بالای ضریح که دارای نقوش هندسی است، سالم مانده است.
تیر و تخته‌های سقف دارای نوشته های بسیاری است که در اثر سیل تقریباً محو و ناخوانا شده است.
روی یکی از ستون های نزدیک ضریح کتیبه ای چوبی به اندازه 5/11 * 5/20 سانتیمتر جاسازی شده که دو بیت زیر به خط نستعلیق، در آن کنده کاری شده است.
نجار چو کرد کشته فیض، درو
ز استاد محب حساب جستم گفتا‌
من هم پی تاریخ نمودم یک و دو
کردم آباد فرش مسجد از نو


درهای چوبی داخل رواق:

داخل رواق امامزاده دو در چوبی با مشخصات زیر قرار دارد:

1- در کنار رواق، در چوبی دو لنگه ای به دیوار تکیه دارد که تنکه ها و آلات چینی های یک لنگه آن ریخته است. ای در که ورودی رواق بوده در اثر سیل متلاش شده است و علاوه بر منبت کاری، دارای نوشته هایی به شرح زیر می باشد:
«ساعی هذا الباب الصدر الکبیر عمادالدین پهلوان ابن علی پهلوان مرتضی برزی غفرالله له. عمل استاد محمد شاه ابن استاد حیدر کرمانی. فی شهر سنه ثلاث و سبعین و سبع مائه (773) العبد محمود بادی».
ای در قدیم اکنون نه تنها از هم پاشیده شده، بلکه در معرض پوسیدگی نیز قرار دارد. بنابریان جا دارد که نسبت به تعمیر و مرمت اساسی آن اقدام شود.
2- در چوبی ورودی شرقی: ورودی شرقی رواق دارای در دو لنگه ای به ابعاد 06/1*06/2 متر است که بخشی از نوشته های منبت کاری آن در اثر مرور زمان و عوامل جوی و سیل محو شده و نوشته های باقی مانده بدین شرح است:
«وقف مسجد جامع کرد فخرالماجد محمد حسین ابن حسین برزی. عمل استاد تاج الدین ابن استاد ولی الدین نجار. حفظهماالله و به خط علی ابن فخرالدین اقدیسی».
به لنگه سمت راست، جملات شهادتین و علی ولی الله نیز کنده کاری شده است.
گر چه بخشی از نوشته های این در که احتمالاً حاوی تاریخ ساخت بوده است در اثر سیل از بین رفته است، ولی با توجه به متن کتیبه چوبی که به ستون منبر آویخته شده و تاریخ ساخت کتیبه را 792 هـ . ق ذکرکرده است و از پدر تاج الدین به عنوان مرحوم استادولی یاد کرده، اما در نوشته های این در، هم پدر تاج الدین را، استاد ولی ذکر کرده می توان نتیجه گیری کرد که به هنگام ساخت این در توسط تاج الدین، پدر او استاد ولی در قید حیات بوده است، به عبارت دیگر این در قبل از سال 792 هـ . ق ساخته شده است.

منبر چوبی:
مهمترین اثر تاریخی این امامزاده منبری چوبی است که در اثر سیل سال 1335 از هم پاشیده شد و سالیان درازی قطعان آن، در گوشه رواق انباشته شده بود.
این منبر دارای منبت کاری های ظریف و طرح و نقش های گوناگون است. بر ستون های دیواره کنار پله ها و مسند آن آیات قرآنی کنده کاری شده، و دارای کتیبه‌ای است که در آن نام بانی و تاریخ ساخت که سال 543 هـ . ق است درج شده است. عبارت کنده کاری بر روی منبر چنین است:
«… هذا المنبر الضعیف المذنب، محمد بن ابوالقاسم بن الحسین بین عیسی غفرالله له به تاریخ شهر ربیع الآخر سنه ثلاث و اربعین و خمسمائه» 543 هـ . ق
چون بیم گم شدن این قطعات می رفت نامه ای به شرح زیر حضوراً تقدیم مدیر وقت اداره کل حفاظت آثار باستانی و بناهای تاریخی ایران کردم که در اثر پی گیری های مکرر و حست نیت مسئولین امر، منبر به اصفهان حمل و مورد تعمیر اساسی قرار گرفت و به امام زاده برز برگشت داده شد.
کتیبه چوبی مورخ 792 هـ . ق

در کنار دیواره منبر مذکور کتیبه چوبی جداگانه ای قرار دارد که متن نوشته های آن بدین شرح است:
«بذکرالله اعلی بفیض و فضل حضرت الهی و امداد کرم نامتناهی…
این صفحه مبارک را … استاد الاجل تاج الدین ابن مرحوم استاد ولی نجار بکد یمین و عرق … فی شهر رجب المرجب سنه اثنین و تسعین و سبعمائه 792 هـ . ق»

برزرود